ویزای کار

Work Visa

ویزای کار برای مدت 3 ماه الی 4 سال برای کار و اقامت صادر می شود. این ویزا توسط کارفرمایان استرالیایی که درصدد استخدام افراد باتجربه خارجی می باشند استفاده می شود و این در صورتی است که برای شغل اعلام شده هیچ فرد غیر شغل مقیم استرالیا یا شهروند استرالیا، با تخصص و شرایط خواسته شده، حضور نداشته نباشد.

مراحل اخذ ویزا به شرح زیر می باشد:

1. کارفرما درخواست حمایت شخص کاندید شده برای پست شغلی مورد نظر را انجام دهد.
2. شخص کاندید شده برای پست شغلی مورد نظر درخواست ویزا نماید تا به استرالیا سفر کرده و شروع به کار نماید

حمایت از شخص کاندید شده مستلزم ارزیابی از تداوم تجارت کارفرما، منافع حاصل از استخدام نیروی خارجی برای استرالیا و تعهد شخص برای
آموزش به افراد مقیم در استرالیا و شهروندان استرالیا می باشد.

کاندید شدن شخص نیز مستلزم ارائه پست شغلی خالی و اثبات اینکه پست مورد نظر فقط با استخدام نیروی خارجی پر می شود. درآمد سالیانه پیشنهاد شده برای پست مورد نظر نباید کمتر از درآمد سالیانه یک کارگر استرالیایی باشد (در حال حاضر 35,836 دلار استرالیا می باشد) و درضمن یکی از مشاغل اعلام شده توسط اداره مهاجرت استرالیا نیز باشد.

پس از تائید حمایت کارفرما و تقاضانامه انتخابی، تقاضانامه ویزای کارمند موردنظر مورد بررسی قرار می گیرد تا مشخص شود که فرد مورد نظر دارای مهارت و مدارک مورد نیاز برای شغل انتخابی می باشد.

 

درباره ویزای کار

work and holiday


در یک کلام این نوع ویزای کار طوری است که میشه گفت فاجعه است

1. برای یافتن کار استرالیایها و مهاجرین ای دی ID دارند ولی شما نه هیج کس برای کار بشما کمک نمیکنه
2. بیمه اینجا بعهده خود شماست حداقل 170 دلار در ماه مگه شانسی کارفرما شمارو بیمه کنه
3. از همه بدتر اینجا مالیاتی که از شما کم میشه 30 درصد درامد شماست
4. خیلی زرنگ باشی و یه کار تمام وقت داشته باشی 2200 دلار درامد داری با کسر مالیات و 170 بیمه و 800 اجاره خونه و خیلی خود کشی کنی 400-600 خورد و خوراک و هزینه های اب و برق و تلفن و بیمه ....

مواظب باشید

بهتر است همه بدانید هیچ کاریابی برای شما اینجا نمی تواند کار پیدا کند چرا؟
بعلت نوع ویزای شما:
ادارات دولتی و مراکز کاریابی خصوصی اینجا فقط مجازند برای سیتیزنها و مهاجرها کاریابی کنند چون به ویزای شما آی دی نمی دهند
پس هیچ مرکز قانونی برای شما نمی تواند کار پیدا کند
مضافا تنها راه برای یافتن کار مجلات هفتگی و محلی است که البته انتخاب شما محدود است چون شغلهای خوب تجربه کاری استرالیا و Certificate  سرتیفیکیت تیف همینجا را می خواهد که شمای متخصص کار اینچا فقط میشود کلیرینگ و اگه شانس بیاری استاف اشپزی تازه پارت تایم مگه شانس بیاری فول تایم

تازه مشکل فاصله کاری و هزینه رفت وآمد را اضافه کنید

حالا کاریابی ایرانی چه میکند؟ آنها به شما میگویند کار زیاد است و اسپانسر ما برای شما کار پیدا میکند بعد میبینید اسپانسر مورد نظر مثلا یک نقاش ده دوازده ساله اینجاست. اصولا ایرانیهای اینجا نقاش ساختمانند، البته شغل پردرآمدی است برای کسانی که اقامت دائم دارند

اما ایرانیهای نقاش یا هر چی درآمد واقعی شما را نمی دهند مثلاً  درآمد روزانه واقعی 120 دلار در روز است ولی انها حداکثر 70 - 90 دلار بیشتر نمی دهند. البته گا هی اوقات کارهای آنها بسیار دور از مرکز شهر است و شما علاوه بر کرایه باید حداقل 4 ساعت در راه باشی و تازه آنها باصطلاح کش  Cash یا پول نقد میدهند که نه از آن مالیات کم شده نه بیمه،  در ظاهر خوب است ولی در واقع نه سابقه کار داری نه میتوانی تمدید ویزا کنی چون مالیات نداده ای

خلاصه :
کار پیدا کردن در اینجا سخت است
هیچ کس از ایران برای شما نمیتواند تا شما اینجا نباشی کار پیدا کند
کار کاریابیها فقط بدرد خودشان میخورد
تازه شما چه هزینه ای برای چه کاری به کاریابی داده ای؟
چرا کاریابیها آدرس و تلفن واسطه و نوع کار را از ایران به شما نمیدهند
بابت جا و مکان،  واسطه به علت آشنایی پول خوبی به جیب میزند

بهترین راه برای یافتن سایتهای استرالیا گوگل استرالیا است
www.google.com.au

مثلا برای مورد مالیات که 30 در صد درآمد شماست بعلت نوع ویزا و هیچ کاریابی هم این را نمی داند
چون اغلب کلاشند
  می توانید تفاوت شهروند و خودتان را با تایپtax office در همان جا پیدا کنی

 

اطلاعاتی مفید و جامع در مورد کشور استرالیا

 

سیاست فرهنگی استرالیا

از کشور استرالیا اغلب به عنوان بزرگترین جزیرة جهان (یا کوچکترین قارة جهان) یاد می شود. مساحت این کشور بالغ 848/686/7 کیلومتر مربع میباشد. کشور استرالیا از غرب با اقیانوس هند، از شرق با اقیانوس آرام، از جنوب با اقیانوس جنوبی و از شمال با مناطق تامور، آرافدرا و دریای کورال هم مرز است.

اکثر مناطق کشور به ویژه نواحی مرکزی به علت وجود صحرای بزرگ شن، صحرای گیسبون و صحرای ویکتوریا خالی از سکنه میباشد.

طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 1996 جمعیت این کشور تقریباً بر 18 میلیون نفر بالغ میگردد. بیشتر جمعیت کشور در شهرهای ساحلی متمرکز بوده و تراکم متوسط جمعیت در هر کیلومتر 2 نفر است.

حداقل 75 درصد جمعیت کشور را انگلیسیها تشکیل میدهند یعنی تقریباً هر شخص انگلیسی یک خویشاوند و یا دوست خانوادگی در استرالیا دارد.

علاوه بر انگلیسیها، سایر ملیتهای اروپایی و غیراروپایی درصد بالایی از جمعیت کشور را تشکیل میدهند از اینرو وجود ملیتهای مختلف سبب ایجاد نژادهای زنده، پویا و آمیختگی و تنوع فرهنگی در کشور استرالیا گردیده است.

مردم استرالیا هر ساله در روز 26 ژانویه جهت یادآوری پایه ریزی اولین مستعمره بوتانی بای در سال 1788 این روز ملّی را جشن میگیرند.

کشور استرالیا دارای حکومت فدرالی بوده و از تعداد 6 ایالت تحت عناوین وسترن، تاسمانیا، ویکتوریا، نیوساوثولز، کوئینزلند و قلمرو شمالی و قلمرو Australian capital تشکیل یافته است.

 کشور استرالیا از قوانین ویژه ای در خصوص فرهنگ و سیاستهای فرهنگی چه در سطوح فدرال و چه در سطوح دولتی برخوردار نمیباشد و این در حالی است که احزاب سیاسی کشور در اتخاذ سیاستهای خود از مهمترین جنبه های سیاست توسعه فرهنگی بهره میبرند.

سیاست کلی دولت استرالیا به تدوین لوایح قانونی جهت نیل به اهداف فرهنگی پرداخته و به عوض تخصیص مستقیم بودجة فرهنگی به مراکز و ارگانهای فرهنگی به ارائه پارامترهایی در جهت اجرای فعالیتها و پروژه های فرهنگی مبادرت می نماید.

از آنجائیکه به رسمت شناختن حقوق اقلیتهای فرهنگی و قومی ساکن کشور در سالهای اخیر مورد تأکید قرار گرفته از این رو سیاست ملّی بر حفاظت از چندگانگی فرهنگی و تنوعات قومی تأکید دارد.

وجود تنوعات قومی در جامعة استرالیایی، تنوعات فرهنگی و اقتصادی را نیز به همراه داشته است.

طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 1989 بیش از 16 میلیون نفر از جمعیت کشور از گروه اقلیت Angloِcelt متشکل گردیده است.

پس از جنگ جهانی دوم، کشور استرالیا از جایگاه ویژه ای در برقراری ارتباطات آسیایی و انعقاد قراردادهای اقتصادی و سیاسی به ویژه با کشورهای هند، جنوب شرق آسیا و ژاپن برخوردار گردید.

تا حدود 200 سال قبل فرهنگ کشور استرالیا اساساً فرهنگ ساکنین بومی و اولیه (Aboriginass) بود اما با آغاز مهاجرتهای جدید این کشور آداب و رسوم فرهنگی کشور نیز تدریجاً تغییر یافت.

از دهة 1930 می توان به عنوان نقطة عطف ارزشهای فرهنگی کشور یاد نمود. ورود مهاجرین اروپایی به کشور سبب گردید تا اکثریت قریب به اتفاق شهروندان استرالیایی علاقة وافری به فعالیتهای فرهنگی و آداب و رسوم فرهنگی اروپای مرکزی پیدا کنند.

این مسأله با مهاجرت گستردة مهاجرین اروپایی (پس از جنگ جهانی دوّم) بالا گرفت که خود باعث پذیرش ارزشهای فرهنگی متنوعتری در جامعه گردید.

دولت استرالیا و وزارت فرهنگ کشور از طریق برقراری ارتباطات فرهنگی با همسایگان آسیایی و جزایر اقیانوس آرام ارتباطات خود را افزایش داده و پیآمد این امر سست شدن روابط این کشور با کشور انگلستان بوده است.

به دنبال این نگرش دولت استرالیا از طریق وزارت امور خارجه به اتخاذ سیاستهای مهاجرت جهت جذب مهاجرین جوان تحصیلکرده و دارای مهارت شغلی مبادرت می نماید. اتخاذ چنین سیاستهایی به نوبة خود از کشور استرالیا به واسطة برخورداری از ملیتهای گوناگون و تنوع فرهنگی کشوری منحصربه فرد ساخته است. در حال حاضر در این کشور ملیتهای متنوعی نظیر ایتالیاییها، اسکاتلندیها، ایرلندیها، یونانیها، تایلندیها، ژاپنیها و لبنانیها به چشم میخورند.

علاوه بر جذب مهاجرین خارجی و تقویت صنعت توریسم کشور که در زمرة اصلیترین سیاستهای دولت در جهت ارتقاء فرهنگ جامعه به شمار میرود. توجّه هر چه بیشتر دولت به حمایت از جمعیت ساکنین بومی (Aboriginals) کشور معطوف گردیده است چرا که مقامات دولتی دریافته اند که افراد بومی استرالیایی پیش از اینکه جزو انسانهای اولیه باشند از جوامع سوفسطایی متمایزی برخوردار بوده اند.

در طول 20 سال اخیر دولت استرالیا، وزارت فرهنگ و سازمان جهانگردی کشور تلاش نموده اند که به جمعیت بومیهای کشور کمک کنند امّا این حقیقت را نمی شود نادیده انگاشت که وحشت و بیزاری 200 سالة ساکنین بومی کشور به راحتی قابل جبران نمیباشد.

جمعیت افراد بومی کشور در ابتدا بر 1000000 نفر بالغ میگردیده اما امروزه پس از گذشت 200 سال جمعیت این افراد به 000/100 نفر کاهش پیدا کرده است و این خود سبب گردیده تا مردم بومی از زمینه های تاریخی و فرهنگی ملی جدا شده و حس انزواطلبی و بدبینی نسبت به دولت داشته باشند. در این راستا و جهت برطرف نمودن چنین بدبینیها و چنین فضایی دولت استرالیا پس از رسیدگی به امور مهاجرین خارجی و اولویت قرار دادن موضوع مهاجرت به حمایت از افراد بومی در جهت غنای هر چه بیشتر فرهنگ بومی و ملّی مبادرت می نمایند.

از جملة اصول مهم سیاست فرهنگی کشور که دولت استرالیا آن را در دستور کار خود قرار داده است می توان به ارتقاء صنعت جهانگردی و به ویژه توریسم فرهنگی در این کشور اشاره نمود.

دولت استرالیا با مشارکت سازمان جهانگردی و وزارت محیط زیست کشور در جهت ارتقاء هر چه بیشتر صنعت توریسم کشور اقداماتی را به عمل آورده که از آن جمله می توان به تأسیس ادارات جهانگردی در کلیة مراکز ایالتی و ادارات اطلاع رسانی جهانگردی در شهرهای مختلف و مناطق روستایی اشاره
نمود.

نهادهای دولتی و نیمه دولتی

در سال 1901، 6 مستمرة کشور انگلیسی در قارة اقیانوسیه متعهد گردیدند که کشور استرالیا را تشکیل دهند و تحت این اتحاد 3 نوع حکومت فدرالی، ایالتی و محلی را ایجاد نمودند.

اصلیترین وظایف امور فرهنگی کشور در سطوح ملی به وزارت هنر، تربیت بدنی، محیط زیست و جهانگردی (DASETT) تفویض گردیده است.

این در حالی است که سایر وزارت خانه های کشور نیز در اجرای این مهم مشارکت می نمایند.

از جملة این وزارتخانه ها می توان به وزارت ارتباطات اشاره نمود که به اجرای سیاستهای فرهنگی کشور در حوزة رادیو و تلویزیون و خدمات رسانه ای چند قومی مبادرت می نماید.

رسیدگی به امور مهاجرت و اقلیتهای قومی ساکن کشور در حیطة اختیارات دپارتمان مهاجرت و اتباع خارجی قرار دارد.

وزارت امور خارجه استرالیا نیز نقش مهمی در اجرای برنامه های مبادلات فرهنگی کشور با سایر کشورها ایفا می نماید.

لازم به ذکر است که علاوه بر وزارت خانه های فوق تعدادی از دوایر رسمی دولتی مسؤولیت رسیدگی و نظارت بر امور میراث فرهنگی، امور هنری، گالریهای ملّی و مؤسسات رادیو و تلویزیون کشور را بر عهده داشته و تحت نظارت دولت ملّی به فعالیت میپردازند.

سیاست فرهنگی دولتهای منطقه ای نیز مکّمل سیاست دولت ملّی بوده و در جهت اجرای صحیح سیاستهای دولت ملّی گام بر میدارد.

در اجرای وظایف فرهنگی کشور، دولت محّلی (متشکل از شهرداریها) سومین جایگاه را به خود اختصاص داده است.

اگرچه در گذشته فعالیت دولت محّلی تنها به اداره و حفاظت از گالریها و کتابخانه های منطقه ای محدود میشد اما امروزه حوزة مسؤولیت دولت مذکور در دیگر حوزهها نیز وارد شده است.

اگرچه کشور استرالیا کشوری واحد محسوب میگردد امّا هر ایالتی از قلمرو دولتی خاص خود برخوردار میباشد. این ایالتها به طور مجزا عمل نموده اما وابسته به دولت فدرال میباشند.

هر ایالت نیز به نوبة خود به نواحی محلی جداگانهای تقسیم میگردد و انجمنهای هنری به نظارت نرخ و کیفیت و کمیت تسهیلات و امکانات اجتماعی و فرهنگی مبادرت می نمایند.

مؤسسات فرهنگی

اغلب مؤسسات فرهنگی غیردولتی کشور استرالیا تحت نظارت مستقیم انجمنهای هنری و عام المنفعه (خیریه) اداره میگردند که از آن جمله می توان به بنیاد باله و بنیاد اُپرای استرالیا اشاره نمود.

علیرغم غیردولتی بودن چنین مؤسساتی، تبعیت از احکام قانونی و قوانین تجاری قانون اساسی کشور الزامی است.

بانک هنر استرالیا در سال 1980، با هدفتشویق و ترغیب هر چه بیشتر مردم به دستیابی به هنرهای معاصر کشور از طریق ارائه کتابها و فیلمهای اجارهای فرهنگی به اقشار مختلف جامعه و ابتیاع آثار هنری هنرمندان کشور در جهت حمایت از هنرمندان تأسیس یافت.

مؤسسة ملی هنرهای دراماتیک (NIDA) در سال 1958 تأسیس یافت. مؤسسة مذکور تحت نظارت دانشگاه نیوساوث ولز، هیئت اُمنای تئاتر Elizabeth استرالیا و سازمان رادیو و تلویزیون استرالیا اداره میگردد. این مؤسسه به تشویق، ترغیب و ارتقاء دانش عمومی در حوزه های موسیقی اُپرا، موسیقی کلاسیک، نمایش (تئاتر درام) و انواع دیگر تئاتر مبادرت می نماید.

این مؤسسه جهت نیل به هدف فوق به برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت در رشته های تئاتر، فیلم، رادیو و تلویزیون اقدام می نماید. شورای استرالیا تحت نظارت دولت و طبق لایحه قانونی مصوب سال 1975 تشکیل یافت.

شورای مذکور به ارشاد ملّی در جهت توسعه و ارتقاء سطح کیفی و کمّی هنرهای کشور پرداخته و در این خصوص به طرح برنامه های ملّی مبادرت می نماید. علاوه بر اینکه این مؤسسه به پرورش و غنای هر چه بیشتر هنرهای معاصر استرالیایی متعهد میباشد بلکه به ترغیب تعداد هر چه بیشتری از شهروندان استرالیایی در جهت کسب آگاهیهای عمومی هنری و مشارکت در حیات فرهنگی کشور مبادرت می نماید. کمیسیون فیلم کشور نیز طبق لایحة قانونی مصوب 1915 تشکیل یافت.

کمیسیون مذکور در جهت توسعه و ارتقاء صنعت فیلم کشور تلاش کرده و افزایش توان مالی و برخورداری از برنامه های فرهنگی استرالیایی در داخل و خارج از کشور را پیگیری می نماید.

شرکت فیلم استرالیا (با مسؤولیت محدود) که سابقاً بخشی از کمیسیون فیلم کشور محسوب میگردید در تاریخ 1 ژولای 1988 به عنوان شرکت مستقل عام المنفعه به رسمیت شناخته شد. شرکت مذکور به تولید و توزیع برنامه های تلویزیونی و فیلمهای استرالیایی (داخلی) مبادرت می نماید که این عمل خود سود مالی ملّی فراوانی را به همراه دارد.

گالری ملی استرالیا که در سال 1911 به صورت غیررسمی آغاز به فعالیت نمود به طور رسمی و طبق اعلان حکم قانونی گالریهای ملی مصوب 1975 به فعالیت در حوزة هنرهای تصویری میپردازد.

گالری مذکور به افزایش آگاهی و درک سطوح مختلف جامعه از هنرهای تصویری و به جمع آوری و حفاظت از کلکسیون ملّی و آثار هنری استرالیایی از اقصی نقاط جهان و ایجاد انگیزه در میان شهروندان استرالیایی مبادرت می نماید.

کتابخانة ملی استرالیا نیز تحت حکم قانونی مصوب 1960 به عنوان ارگانی قانونی و مستقل تأسیس یافت.

قبل از سال 1901 این کتابخانه بخشی از کتابخانة مجلس فدرال محسوب میشد.

کتابخانة مذکور از طریق ارتقاء سطح کیفی و کمی کتابخانه ها، افزایش تعداد کتابخانه های کشور و ارائه اطلاعات داخلی و خارجی به حفاظت از میراث فرهنگی ملّی مبادرت می نماید.

موزة ملی استرالیا نیز با حمایت احزاب سیاسی کشور و لایحة قانونی مصوب 1980 ویژه موزه های کشور تأسیس گردید.

موزة مذکور به جمع آوری، نگهداری، حفاظت، ارائه، تحقیق و اطلاع رسانی آثار متعلق به ساکنین اولیة استرالیا (بومیان کشور) و تاریخچه کشور استرالیا از سال 1788 تاکنون مبادرت می نماید. سازمان رادیو و تلویزیون استرالیا (رادیو و تلویزیون ملّی) و سازمان رادیو و تلویزیون انحصاری (رادیو و تلویزیون اقلیتهای قومی) نیز مشترکاً مسؤولیت ارتقاء و نشر برنامه های تلویزیونی و رادیویی داخلی را بر عهده دارند.

تامین بودجه فعالیتهای فرهنگی

عمدة حمایتهای مالی از مراکز فرهنگی و هنری سطوح فدرال و منطقه ای کشور از محل مالیاتهای اخذ شدة دولتی صورت میگیرد.

اختصاص چنین مالیاتهایی به فعالیتهای هنری و فرهنگی مقدمات شکوفایی هر چه بیشتر حیات فرهنگی کشور را فراهم آورده است.

اعانات و کمکهای مالی جمع آوری شده از بخش خصوصی کشور در سطح فدرال به مؤسسات و مراکز فرهنگی تعلق میگیرد.

لازم به ذکر است که چنین اعاناتی قبل از دریافت عوارض از سوی ارگانهای بخش خصوصی پرداخت میگردد.

هیچ بانک یا مؤسسة مالی - اعتباری در کشور استرالیا به حمایت مالی از حوزة فرهنگ و هنر کشور مبادرت نمی نماید.

از میان شرکتهای خصوصی نیز می توان تنها به تعداد محدودی نظیر بنیاد Myer (اجرای پروژه های تحقیقاتی فرهنگی و هنری و ترتیب دادن سفرهای خارجی برای هنرمندان برتر کشور)، بنیاد فرهنگی Peter stuyvesant (توسعه و ارتقاء سطح کیفی و کمی هنرهای مختلف کشور) و بنیاد Utah (افزایش رفاه اجتماعی شهروندان استرالیایی و تخصیص بودجة ویژه جهت اجرای پروژه های فرهنگی) اشاره نمود.

طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 1989 میزان هزینه های اختصاص یافته به حوزة فرهنگ کشور طی سالهای 88-1987 و سالهای 76-1975 از رشد بسیار قابل توجهی برخوردار بوده است.

طبق آمار فوق کل بودجة دولتی بخش فرهنگ طی سالهای 89-1988 بر 2 بیلیون دلار بالغ گردید. گفتنی است که بودجه سرانه فرهنگی به میزان 118 دلار بوده و 7/1 درصد از کل هزینه های دولتی را شامل میگردد.

لازم به ذکر است که تقریباً حدود 50 درصد از بودجة ملی بخش فرهنگ به دولت فدرال، 5/35 درصد به ایالات و قلمروها و 5/14 درصد نیز به دولتهای منطقه ای (محّلی) اختصاص مییابد.

قوانین فرهنگی

از آنجائی که در سطح فدرال هیچ مقام قانونی ارشدی مسؤولیت اجرا و نظارت بر سیاست فرهنگی را بر عهده ندارد بنابراین هیچ قانون معتبر جهت هماهنگی فعالیتهای فرهنگی نیز در این خصوص تدوین نشده است.

از این رو عمدة قوانین سیاست فرهنگی کشور توسط دولتهای ملّی و منطقه ای به تصویب میرسد.

از جمله لوایح قانونی که توسط وزیر فرهنگ، تربیت بدنی، محیط زیست و جهانگردی طی سالهای 89-1988 در حوزة فرهنگ و هنر کشور به تصویب رسیده می توان به قوانین ذیل اشاره نمود:

1 - لایحة حق چاپ و نشر (مصوب 1988)

2 - لایحة شورای فرهنگی استرالیا (مصوب 1975)

3 - لایحة کمیسیون فیلم استرالیا (مصوب 1975)

4 - اصلاحیة لایحه کمیسیون فیلم استرالیا (مصوب 1988)

5 - لایحة انجمن فیلم، رادیو و تلویزیون (مصوب 1973)

6 - لایحة کمیسیون میراث فرهنگی استرالیا (مصوب 1975)

7 - لایحة کمیسیون جهانگردی استرالیا (مصوب 1987)

8 - لایحة گالری ملی (مصوب 1975)

9 - لایحة کتابخانه ملی (مصوب 1960)

10 - لایحة موزة ملّی (مصوب 1980)

11 - لایحة حفاظت از میراث فرهنگی منقول (مصوب 1986)

12 - لایحة حقوق قرضة عمومی (مصوب 1985)

هنرهای بومی

طرح حفاظت از هنرهای بومی کشور نه تنها به جهت حفظ هنرهای بومی باستانی کشور بلکه به جهت پویایی هر چه بیشتر آن در عصر حاضر به اجرا گذارده شده است.

انجمن حمایت از هنرهای بومی در تلاش است تا هنرهای بومی کشور را به جزئی از تجربیات هنری و فرهنگی شهروندان استرالیایی تبدیل نموده و در واقع از هنرهای مذکور به عنوان افتخارات ملّی کشور یاد کند.

طرح توسعة حفاظت از هنرهای بومی توسط مراکز صنایع دستی و هنری جوامع ملّی و محلّی اجرا میگردد.

آموزش فرهنگی (آموزش غیررسمی)

ادبیات و نگارش خلاقه

انجمن ادبیات استرالیا از اشکال مختلف نگارشهای خلاقه که به زبان انگلیسی و سایر زبانها خلق میگردند حمایت می نماید.

از جملة این گونه حمایتها می توان به اعطای کمکهای مالی و بودجه اختصاصی به نویسندگان استرالیایی، تأسیس انجمن خط، اعطای یارانه به انتشار کتب مختلف، حمایت از چاپ کتب و مجلات ادبی، حمایت از سازمانها و مؤسسات ادبی ملی و برگزاری رویدادهای مختلف ادبی در کشور اشاره نمود.

هنرهای نمایشی

سیاست فرهنگی کشور استرالیا در خصوص هنرهای نمایشی به ارتقاء سطح کیفی و کمی هنرهایی نظیر رقص، نمایش (تئاتر)، موسیقی کلاسیک، تئاتر عروسکی و موسیقی اُپرا تأکید دارد.

حمایتهای مالی و معنوی دولتی به افراد، گروهها و سازمانهایی که به نحوی از انحاء در ارتقاء هنرهای مذکور نقشی داشته باشند تعلق میگیرد.

انجمن هنرهای نمایشی استرالیا نیز، به اجرای نمایشهای تئاتر و موسیقی با سطح بالای کیفیت مبادرت می نماید.

هنرهای تجسّمی

صنایع دستی

وظیفة انجمن هنرهای تجسمی و سازمان صنایع دستی استرالیا، ارتقاء سطح کیفی و کمی و ایجاد تنوع در محصولات هنرهای تجسمی و صنایع دستی کشور، توسعة نقش سازمانها و مؤسسات هنری، موزه های هنری، گالریهای ملّی و معرفی هنرهای تجسّمی و صنایع دستی کشور در صحنه های داخلی و خارجی میباشد.

صنایع فرهنگی


رسانه ها و ارتباطات

سرمایه  گذاری بر روی مدیریت کارآمد و صنایع تفریحی فرهنگی از جملة مهمترین اولویتهای فرهنگی دولت استرالیا محسوب میگردند. به طوری که در سال 1988 دولت استرالیا تنها جهت فراهم آوردن صنایع تفریحی فرهنگی مبلغی بالغ بر 14 بیلیون دلار هزینه نمود و این در حالی است که کل بودجة اختصاص یافته به نوسامانی آثار و اماکن تاریخی و حوزة فرهنگ کشور بر 5/3 بیلیون دلار بالغ گردید.

طبق اطلاعات آماری، صنایع تفریحی فرهنگی ملّی استرالیا جزو 7 مقولة ذیل (7 شاخه اصلی رشته های مختلف فرهنگی و هنری و 54 زیرشاخة وابسته به آن) میباشد:

1- میراث فرهنگی و موزه ها

2 - کتابخانه ها

3 - موسیقی (مدارس و هنرستانهای موسیقی)

4 - هنرهای زیبا (دانشکدههای هنرهای زیبا)

5 - فیلم و ویدئو (کانون فیلم)

6 - رادیو و تلویزیون (مؤسسات رادیویی و تلویزیونی)

7 - محیط زیست (پارکها، مراکز تفریحی و طبیعی)

چنانچه از سیاستهای ارتباطی و رسانه ای خلاق کشور استرالیا سخنی به میان آید در این میان نام کمیسیون ملی فیلم استرالیا به عنوان مطرحترین و بزرگترین مؤسسة دستاندرکار ارتباطات و حوزه رسانه های گروهی کشور به چشم می خورد.

از جمله مهمترین وظایف کمیسیون مذکور می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- تدارک بودجه جهت تولید فیلم و اجرای پروژه های تلویزیونی

2- تشویق و ترغیب نیروهای خلاقه به تولید فیلم

3 - اعطای حمایتهای مالی به فیلمسازان کشور (اعطای وام، یارانه و...)

4 - مشارکت در بازاریابی، پخش و نمایش برنامه های تلویزیونی و فیلمهای داخلی

5 - تأسیس مراکز اطلاع رسانی جهت ارتقاء صنعت فیلم

6 - نظارت بر روند فعالیت و توسعة صنعت فیلمسازی کشور

روزنامه ها

روزنامه های کشور استرالیا از استاندارد بالایی برخوردار میباشند. رسانه های کشور استرالیا تحت مالکیت تعداد محدودی شرکت اداره میگردند که دارای علائق سیاسی میباشند از این رو مردم اغلب از روزنامه ها به عنوان مبلغین گزارشات تبعیض آمیز و انتقادی یاد میکنند.

لازم به ذکر است که تعداد روزنامه های کشور و ثبات آنها با مقدار آگهی های دریافتی از مؤسسات دولتی و خصوصی ارتباط مستقیم دارد به عبارت دیگر روزنامه های کشور استرالیا تنها هنگامی سودآوری دارند که نسبت چاپ آگهی های تبلیغاتی به اخبار و سایر موضوعات 35 به 65 درصد میباشد.

در حال حاضر شهر سیدنی دارای 6 روزنامه مهم روزانه است. شهر ملبورن و بریسبان نیز هر یک از 3 روزنامه برخوردار میباشند.

سایر مراکز استانها و شهرهای مهم کشور نیز حداقل از 2 روزنامه برخوردار میباشند. گفتنی است روزنامه های محلی نیز وجود دارند که توسط ایالت و مناطق حومه منتشر میگردند و عموماً تحت مالکیت خصوصی قرار دارند.

تلویزیون

4 کانال مهم کشور استرالیا در مراکز استانی کشور به پخش برنامه مبادرت می نمایند.

کانال 2، تحت عنوان کمیسیون رادیو و تلویزیون استرالیا تحت مالکیت دولت قرار داشته و نمایش تبلیغات تجاری در آن ممنوع میباشد.

کانالهای 10، 9، 7 کشور تحت مالکیت بخش تجاری قرار گرفته و به صورت کاملاً تجاری فعالیت می نمایند.

کانال خارجی دیگر با عنوان SBS در کشور وجود دارد که برنامه های آن تنها از طریق دستگاههای ویژه گیرنده امواج تلویزیونی قادر به رویت میباشد و برای بینندگان غیربومی (غیر استرالیایی) و مهاجرین طراحی گردیده و عموماً به پخش فیلمهای مختلف به زبانهای خارجی (فرانسه، آلمانی و...) مبادرت می نماید.

رادیو

کمیسیون رادیو و تلویزیون استرالیا از 1 فرستندة رادیویی برخوردار میباشد که در سراسر کشور برنامه پخش می نماید.

ایستگاه رادیویی مذکور اغلب به پخش موسیقی کلاسیک مبادرت می نماید که با پخش مطالب گوناگونی در خصوص امور جاری کشور قطع میگردد.

گفتنی است که علاوه بر ایستگاه مذکور صدها ایستگاه رادیویی خصوصی (غیردولتی) در کشور به فعالیت میپردازند که اغلب از سوی دانشگاهها و گروه های اقلیت نژادی و قومی تأمین اعتبار میگردند.

لازم به ذکر است که 2 ایستگاه رادیویی بومی نیز وجود دارد که به ارائه خدمات و پخش برنامه های رادیویی در اقصی نقاط کشور مبادرت می نماید.

موسیقی ملّی

صنعت موسیقی استرالیا در حال پیشرفت و رونق بوده و ایستگاههای رادیوی محلی همواره به پخش گلچینی از بهترینهای موسیقی داخلی و بین المللی مبادرت می نمایند.

لازم به ذکر است که در استرالیا موسیقی تکنو نظیر موسیقی پاپ اروپا پیشرفت چندانی نداشته اما این نوع موسیقی از نظر آوا و اصوات ارتباط نزدیکی با موسیقی راک پیدا کرده است.

گروه های موسیقی استرالیا از صدای متمایزی برخوردار بوده و توسط مؤسساتی نظیر INXS و Crowded House اداره و نظارت میگردند.

آموزش رسمی

سیستم آموزش کشور استرالیا از مقاطع آموزش ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی تشکیل یافته است.

در دورة آموزشی ابتدایی که تا 7 سال به طول میانجامد علاوه بر آموزش دروس عمومی، ریاضی و... رشته های موسیقی، هنر و ورزش به صورت اختیاری ارائه میگردد.

این در حالی است که در دورة آموزش متوسطه که معمولاً 5 سال به طول میانجامد کلیه دانش آموزان صرف نظر از جنسیت ملزم به گذراندن دروس اجباری موسیقی، نمایشنامه نویسی، ورزش، هنر و مطالعات اجتماعی و فرهنگی (تاریخ و جغرافیا) میباشند.

مراکز فرهنگی

شهر پرث بزرگترین شهر منطقة استرالیای غربی است که در حدود 1 میلیون نفر جمعیت دارد.

در شهر پرث ارکستر سمفونی، شرکت باله و اپرا در 2 مرکز مهم هنری با عناوین Perth concert Hall و His majesty به فعالیت میپردازند.

گفتنی است که The entertaintment centre واقع در شهر پرث مکانی است که اغلب هنرمندان بین المللی در آن به اجرای برنامه میپردازند.

ایالت نورس تریتوری نیز فعالیتهای وسیعی را در زمینه های مختلف ورزشی و هنری نظیر اجرای نمایشهای مختلف تئاتر و برگزاری جشنواره های فرهنگی هنری آغاز نموده است. اگرچه شهرهای ایالت مذکور از وسعت محدودی برخوردار نمیباشند اما در عوض از یک محیط اجتماعی و فرهنگی غنی بهره مند میباشند.

شهر ملبورن نیز تسهیلات فرهنگی و ورزشی متعددی را در اختیار شهروندان استرالیایی قرار داده که قابل مقایسه با سایر شهرهای این کشور نمیباشد.

جامعة ملبورن جامعهای بین المللی بوده و تقریباً 160 ملیت متفاوت را در خود جای داده است.

گفتنی است این شهر پس از شهرهای آتن و تسالونیا سومین جامعة بزرگ یونانی جهان را در خود دارد.

از نظر فرهنگی شهر ملبورن پایتخت فرهنگی کشور استرالیا بوده و مرکز صنعت فیلمسازان کشور نیز محسوب میگردد.

شهر کانبرا نیز از جنبه های فرهنگی و هنری مختلفی نظیر دانشگاه ملی استرالیا، گالری ملی استرالیا، موزة آثار جنگ استرالیا و مؤسسه ورزشی - فرهنگی استرالیا برخوردار میباشد.

از جمله مهمترین رویدادهای فرهنگی و هنری که در شهر سیدنی برگزار میگردد می توان به جشن ملی سیدنی، فستیوال موسیقی، نمایش عید سلطنتی پاک و فستیوال فیلم سیدنی اشاره نمود.

گفتنی است که موزة مرکزی هنرهای معاصر و رصدخانه سیدنی نیز در این شهر واقع گردیده است.

 

توسعه فرهنگی

اگرچه سیاست توسعة فرهنگی در زمرة اولویتهای مقامات دولتی و غیردولتی کشور نمیباشد اما این سیاست از سوی مؤسسات خصوصی و مستقل فرهنگی دنبال میگردد.

از جمله این مؤسسات می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1 - دایرة فرهنگی کمیسیون فیلم استرالیا که از طریق اعطای بودجه ویژه و کمکهای مالی به طرحها و پروژه های فیلمسازی کشور در جهت ارتقاء فرهنگ فیلم سازی و توسعه فرهنگی کشور گام بر میدارد. کمیسیون مذکور همچنین به برپایی سمینارها، کنفرانسها، همایشها و اعطای جوایز به آثار ارزندة هنری کشور مبادرت نموده و با انجمن فیلم و ویدئوی استرالیا در جهت توسعه روزافزون صنعت سینما و فیلمسازی به برقراری همکاریهای نزدیکی مبادرت می نماید.

2 - کتابخانة ملّی استرالیا که به عنوان کتابخانة مرکزی کشور محسوب میگردد.

از جمله سیاستهای کتابخانة مذکور در جهت توسعة فرهنگی کشور برقراری ارتباط با سایر کتابخانه های کشور در جهت تبیین اصول عالی کتابداری و اهداف و پروژه های آتی در این زمینه میباشد.

3 - وزارت محیط زیست، تربیت بدنی، هنر و جهانگردی که به طراحی سیاستهایی در خصوص حفاظت و ارتقاء میراث فرهنگی ملی و اطلاع رسانی فرهنگی مبادرت می نماید.

از جمله سیاستهای کارآمد سازمان مذکور در جهت توسعة فرهنگی کشور می توان به تلاش این سازمان در جهت ارتقاء سطح آگاهی و درک عمومی مردم از میراث فرهنگی ملی و به ویژه کلکسیونها و مراکز هنری ملی کشور اشاره نمود.

4 - دایرة توسعه فرهنگی شورای فرهنگی استرالیا که به حمایت و تشویق و ترغیب مشارکتهای خلاق اقشار مختلف جامعه در جهت توسعة فرهنگی کشور میپردازد.

این مرکز تأکید ویژه ای بر فراهم آوردن زمینه های مناسب جهت ارائه آموزشهای فرهنگی و هنری و اطلاع رسانی فرهنگی به اقشار مختلف جامعه داشته و از این طریق سعی در توسعة هر چه بیشتر فرهنگ کشور دارد.

 

روابط بین المللی فرهنگی

مسؤولیت برقراری روابط بین المللی فرهنگی با سایر کشورها بر عهده وزارت امور خارجة کشور استرالیا میباشد.

وزارت مذکور به تبیین و ارتقاء فرهنگ و میراث فرهنگی کشور در خارج از مرزها پرداخته و دولت نیز از طریق برخی مؤسسات و مراکز نظیر شورای فرهنگی استرالیا به حمایت از آن مبادرت می نماید.

توجه خاص سیاستهای خارجی کشور به برقراری روابط با کشورهای آسیایی به خصوص کشورهای ژاپن، چین و سازمان ASEAN (انجمن ملل جنوب شرقی آسیا) معطوف گردیده است.

گفتنی است که برقراری چنین روابط بین المللی فرهنگی با کشورهای آسیایی سهم عمده ای در توسعة هر چه بیشتر فرهنگ کشور و ارتقاء سطح آگاهی و دانش شهروندان استرالیایی و غیراسترالیایی از میراث فرهنگی کشور دارد.

کشور استرالیا همچنین عضوی از سازمانهای چندگانه بین المللی نظیر سازمان ملل متحد و کشورهای مشترکالمنافع محسوب میگردد.

این کشور همچنین از سوی سازمانهای منطقه ای نظیر کمیسیون جنوب اقیانوس آرام حمایت میگردد.

از جملة مهمترین اقدامات صورت گرفته در حوزه فعالیتهای برون مرزی فرهنگی کشور طی 2 دهة اخیر می توان به برپایی نمایشگاههای مختلف فرهنگی و هنری در کشور استرالیا اشاره نمود که کشورهایی نظیر چین، ایتالیا و کلمبیا در آنها حضور داشتهاند.

در این کشور همچنین آثار هنری هنرمندان کشورهای مختلف جهان به خصوص آمریکا و روسیه در زمینه های آثار و اشیاء تاریخی و نقاشی به نمایش گذارده می شود

 

معایب ویزای کار و تعطیلات

از تهران تا سیدنی با "ویزای کار و تعطیلات

اشک در چشمان بیشتر اقوام دور و نزدیک مجید که برای بدرقه او به فرودگاهمهرآباد آمده اند، حلقه زده است. مجید با ظاهری آراسته در حالی که کراواتی زده است، با تک تک بستگان خداحافظی می کند و به سمت در خروجی پروازهای خارجی حرکت می کند. ساعتی می گذرد و هواپیما از باند فرودگاه مهرآباد به پرواز در می آید و مجید، یک قدم به تحقق آرزوی دیرینه خود که کار و زندگی در یک کشور پیشرفته است، نزدیکتر می شود. او پس از مدتها پیگیری و پرداخت میلیونها تومان پول توانسته ویزای کار در استرالیا را بگیرد.

بسیاری از جوانان ایرانی به دلایل مختلفی از جمله اوضاع اقتصادی ایران، معضل بیکاری،‌ به دست آوردن آزادیهای فردی و اجتماعی، ادامه تحصیل و تجربه زندگی در دنیای غرب، تمایل دارند چند صباحی را در خارج از کشور بگذرانند.

 اما انگیزه مجید از سفر به استرالیا بیشتر برآورده ساختن نیازهای مالی بود. او در رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه سراسری فارغ التحصیل شده بود و تصمیم زندگی در خارج از کشور را زمانی گرفت که نتوانست در ایران کار مورد نظر خود را دست و پا کند. در حقیقت او به دنبال در آوردن پول بود تا صرف مخارج عروسی و خرید مسکن خود در آینده نزدیک کند.

سفر مرگ

مجید در ابتدا قصد داشت تا بطور غیر قانونی به استرالیا عزیمت کند،‌ اما در رسیدن به هدف خود ناکام ماند. او یک بار به اندونزی سفر کرد تا از طریق دریا به استرالیا وارد شود، اما پلیس اندونزی او را دستگیر کرد و نتوانست به سفر خود ادامه دهد.

 باید اذعان داشت که دولت استرالیا همواره با معضل پناهجویان غیرقانونی دست به گریبان بوده است. بیشتر این پناهجویان شهروندان کشورهای آسیای شرقی، خاورمیانه، آمریکای جنوبی و آفریقا هستند که در ابتدا به مالزی یا اندونزی سفر کرده و سپس قاچاقچیان انسان با دریافت مبالغ گزافی، آنان را از طریق دریا روانه استرالیا می کنند.
 
در برخی موارد، این سفرهای دریایی به سفر آخرت تبدیل شده و قایقهای کهنه و خارج از استاندارد قاچاقچیان، "مسافران خوشبخت" را به کام مرگ فرستاده است.
 
مجید در سفر قبلی خود مبلغ ۳۰۰۰ دلار به یک قاچاقچی انسان در اندونزی پرداخته بود و قرار بود که با کشتی به همراه تعدادی پناهجوی دیگربه سمت استرالیا عزیمت نماید. اما پس از دستگیری توسط پلیس و سپری کردن چند روزی در زندان،‌ او نه تنها نتوانست ۳۰۰۰ دلار خود را پس بگیرد بلکه هزینه های زیادی را نیز بابت هواپیما و هتل پرداخت و سرانجام، دست خالی به ایران بازگشت.
 
ورود به استرالیا از طریق اندونزی،‌ مسیری بود که بهنام، دوست دوران دبیرستان مجید به او پیشنهاد کرده بود. بهنام سالهای قبل از طریق عبور از اقیانوس خود را به استرالیا رسانده بود و بتازگی توانسته بود از کمپ پناهجویان در استرالیا پس از اخذ اجازه اقامت دائم بیرون بیاید.

پناهجویان ایرانی در استرالیا

 بهنام بسیار خوش شانس بود که توانسته بود با قایق خود را به استرالیا برساند. بهنام به محض ورود به خاک استرالیا توسط پلیس دستگیر شد و پس از تقاضای پناهندگی به عنوان پناه جو به اردوگاه منتقل شد و چهار سال در آنجا زندگی کرد.
 
آمارها نشان می دهد که در حدود سه میلیون ایرانی خارج از ایران زندگی می کنند و تعداد ایرانیان مقیم استرالیا ۲۴۵۵۸ نفر است. با توجه به این که بسیاری از ایرانیان هنگام ورود به استرالیا به علتهای مختلف ملیت خود را ایرانی اعلام نکرده و خود را شهروندان کشورهای دیگر معرفی کرده اند این آمار دقیق نیست. به هر حال نام ایران در فهرست کشورهایی است که بخش عمده ای از پناهجویان از آنجا به استرالیا آمده اند.
 
پناهجویان ایرانی، برای جلب نظر مسئولین اداره مهاجرت، دلایلی از جمله مشکلات سیاسی و یا آزادی های مذهبی یا اجتماعی را دستاویز گرفتن اقامت دائم خود قرار می دادند و به مرور زمان، دست اندرکاران امور پناهندگی در استرالیا دریافتند که در عین حالی که پناهجویان واقعی با دلایل موجه کم نیستند، بخش عمده ای از این دلایل، خیلی به واقعیت نزدیک نبوده و فقط به منظور اخذ اقامت دائم بیان می شدند.
 
بهنام هنگامی که در اردوگاه بسر می برد،‌ دلیل پناهندگی خود را به استرالیا تغییر مذهب عنوان کرده بود. بهنام به مامورین اداره مهاجرت گفته بود که به دلیل اینکه در ایران، مجازات اعدام برای کسانی که از اسلام روی برگردانند در نظر گرفته شده،‌ لذا تامین جانی برای او در ایران وجود نداشت و مجبور بوده که ایران را ترک کند.
 

بر اساس قانون فعلی، کلیه کسانی که پس از ورود به استرالیا تقاضای پناهندگی می کنند مجبور هستند تا زمان تکمیل فرآیند بررسی پرونده هایشان در اردوگاه ها اقامت گزینند. بررسی تقاضای پناهندگی معمولا چند ماه به طول می انجامد، گاهی نیز در صورت درخواست تجدید نظر، ممکن است سال ها زمان ببرد. این مسئله باعث شده برخی از ایرانیانی که در اردوگاههای پناه جویان بسر می بردند به دلیل فشارهای روحی بارها دست به خودکشی بزنند و سازمانهای بشر دوستانه، دولت استرالیا را تحت فشار قرار داده اند تا هر چه زودتر وضعیت آنها را روشن کند.

 سیل گسترده ورود پناهجویان به استرالیا از یک طرف و فشار سازمان های بین المللی غیردولتی و همچنین کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص وضعیت بد پناهجویان در اردوگاهها، مقامات استرالیایی را بر آن داشت تا تدبیری در این خصوص بیندیشند.
 

اعزام نیروی کار راه حلی برای دو طرف

 مجید پس از بازداشتش توسط پلیس اندونزی و پس از اینکه نتوانست بطور غیر قانونی به استرالیا بیاید مدام در فکر این بود تا راهی را برای ورود به خاک استرالیا بیابد تا سرانجام در روزنامه ها خواند که تفاهم نامه ای بین ایران و استرالیا در خصوص اعزام نیروی کار به امضاء رسیده است.
 
در سال ۲۰۰۳ صفدر حسینی وزیر کار دولت خاتمی تفاهم نامه ای را با فیلیپ رادوک وزیر مهاجرت دولت استرالیا به امضاء رساند که بر اساس آن، ایران امیدوار بود تا بتواند از طرفی بخشی از نیاز استرالیا به نیروی کار را تامین نماید واز طرفی دیگر راه حلی برای معضل بیکاری جوانان ایرانی فراهم آورد.

چندی نگذشت که پس از امضاء این تفاهم نامه، استرالیا ویزایی خاص را به نام کار و تعطیلات (Work and Holiday) ویژه ایرانیان طراحی کرد که پس از آزمایش موفقیت آمیز این نوع ویزا در ایران، دو کشور تایلند و شیلی نیز به دارندگان این نوع ویزا پیوستند. اخیرا دولت استرالیا موافقت نامه هایی را با کشورهای بنگلادش و ترکیه نیز به امضاء رسانده تا این ویزا در این کشورها نیز صادر شود.

 دولت استرالیا، شرایط متفاوتی را برای هر کشور در خصوص اعطای این نوع ویزا در نظر گرفته است و در ایران ‌ فقط به افرادی اعطا می شود که بین ۱۸ تا ۳۰ سال سن داشته و حداقل مدرک فوق دیپلم را دارا باشند و بتوانند در امتحان IELTS حداقل نمره چهار و نیم را کسب نمایند. بر اساس شرایط صدور، این افراد پس از دریافت ویزا قادرند تا سقف ۱۲ ماه در استرالیا کار کرده و یا تا سقف چهار ماه تحصیل نمایند. چنانچه سن آنان کمتر از سی سال باشد ویزای کار و تعطیلات حداکثر تا سه سال قابل تمدید است.
 
بر اساس قانون استرالیا،‌ دارندگان این ویزا نمی توانند بیش از سقف ۶ ماه در یک کار باشند ودر ۶ ماه بعدی حتما باید محل کار خود را تغییر دهند، ‌در غیر اینصورت، ویزای آنان از درجه اعتبار ساقط می شود و باید استرالیا را ترک کنند. گرفتن برگه عدم سوء پیشینه از نیروی انتظامی و داشتن ۵۰۰۰ دلار استرالیا در حساب بانکی از دیگر شرایط ویزای کار و تعطیلات است. همچنین متقاضیان باید از آزمایشات پزشکی سربلند بیرون آیند و از وزارت کار و امور اجتماعی تاییدیه دریافت دارند.
 
خوشبختاته مجید تمامی شرایط را دارا بود و در دل خوشحال بود که می تواند به آرزوی دیرینه اش دست یابد و سپس عزم خود را جزم کرد که به هر صورتی شده به استرالیا بعنوان نیروی کار اعزام شود.
 
ویزای کار و تعطیلات، تجارتی پر سود
 هنگامی که مجید به وزارت کار مراجعه کرد تا از چگونگی گرفتن ویزا اطلاع حاصل نماید به او گفته شد که بخش خصوصی متولی رسیدگی و پیگیری پرونده های اعزام نیروی کار است. به مجید فهرستی از دفاتر کاریابی داده شد. او تمامی مراحل را یکی پس از دیگری طی کرد و در امتحان IELTS شرکت کرد و پس از گرفتن نمره مورد نظر و پرداخت ۷۰۰۰ دلار به یکی از دفاتر کاریابی توانست ویزای استرالیا را بگیرد. مجید مبلغی را که پرداخت شامل هزینه های اقامت ۱۵ روز اول در استرالیا و همچنین بابت یافتن کار در رشته مرتبط با تحصیلاتش بود.
 
در حقیقت مجید نمی دانست که دفاتر کاریابی مجاز به گرفتن چنین پولهایی از داوطلبان نیستند و عملا این کار غیر قانونی است.
 
ناصر نادری، مدیر کل کاریابی وزارت کار در مرداد ماه سال ۸۵ در واکنش به اخذ پول از داوطلبان توسط دفاتر کاریابی در مصاحبه با ایرنا گفت که متقاضیان در صورت مراجعه به دفاتر کاریابی غیر دولتی خارجی جهت ثبت نام و تشریفات اداری تا انعقاد قرارداد از پرداخت هرگونه وجهی با عنوان هزینه صدور ویزا معاف خواهند بود.
 
به گفته او کاریابی‌های غیردولتی خارجی فقط مجاز هستند، در صورت انعقاد قرارداد یکساله یا بیشتر با کارفرمای استرالیایی، فقط یک ماه حقوق دریافتی کارجو از کارفرما را به عنوان حق‌الزحمه در انتهای سال و یا در مدت یک سال به نسبت یک دوازدهم، دریافت کنند."
 
ورود به سیدنی
 در راه سفر به استرالیا،‌ مجید بسیار خوشحال بود که توانسته پس از دوندگی های بسیار مسیر ورود قانونی خود به استرالیا را هموار کند. او در راه رویایهای زیادی را در سر می پروراند. اما اولین شوک پس از برزمین نشستن هواپیما در فرودگاه سیدنی به او وارد شد،‌ چون هیچ کس به استقبال مجید نیامد و این برخلاف قولی بود که دفتر کاریابی به او داده بود. سرانجام مجید پس از سرگردانی زیاد توانست رابط دفتر کاریابی را در سیدنی بیابد،‌ اما چند روز گذشت وهیچ چیز مطابق با شرایط قرارداد پیش نرفت.
 
مجید می گوید: "من در دفتر کاریابی مبلغ ۷۰۰۰ دلار بابت کار آتی خود پرداخت کردم ولی پس از اینکه به سیدنی آمدم نمایندگان دفتر مرا در یک بقالی مشغول به کار کردند و دو هفته بعد صاحبکارم که یک نفر هندی بود مرا از کار اخراج کرد. بعدها فهمیدم دفتر کاریابی مبلغ ۴۰۰ دلار به صاحبکارم پرداخت کرده تا بطور صوری دو هفته مرا مشغول به کار کرده و سپس به بهانه ای واهی مرا اخراج کند."
 

کاهش شانس مهاجرت

 مجید قبل از سفر، پیش خود فکر می کرد که پس از ورود به استرالیا شانس بیشتری را در گرفتن اقامت دائم پیدا می کند اما نمی دانست از جهاتی، دارندگان طریق ویزای کار و تعطیلات شانس کمتری در گرفتن اقامت دائم دارند.
 
یکی از شروط گرفتن ویزای مهاجرت به استرالیا داشتن سوابق کار مرتبط با رشته تحصیلی به مدت سه سال است که عملا با توجه به اینکه ایرانیانی که با ویزای کار وتعطیلات می آیند در کارهایی غیر مرتبط با رشته خود مشغول می شوند، به هیچ وجه نمی توانند سابقه کار مفید ارائه دهند.
  مجید پس از اینکه نتوانست به کار خود را در بقالی ادامه دهد،‌ مدت مدیدی تلاش کرد که کار جدیدی برای خود دست و پا کند اما کوشش هایش نتیجه مطلوبی در بر نداشت. متاسفانه تجربیاتی که در ایران کسب کرده بود،‌ بهیچ وجه مطابق با استانداردهای کار در استرالیا نبود و سرانجام مجبور شد در کارهای ساختمانی مشغول به کار شود تا بتواند هزینه های زندگی در شهر گرانی همچون سیدنی را بپردازد.
 اما واقعیت امر این بود که کارفرمایان استرالیایی تمایل بیشتری برای بکارگیری افرادی دارند که از کشورهایی اروپایی به استرالیا برای اقامت کوتاه مدت می آیند؛ چرا که نیاز به آموزش کمتری به آنان وجود دارد. این در حالی است که چنانچه یک ایرانی بخواهد در مشاغل مرتبط با تحصیلات خود مشغول بکار شود ماهها نیاز به آموزش دارد.
 

سیاست کارآمد استرالیا

 متاسفانه مجید بدلیل ضعف جسمانی نتوانست به کارهای ساختمانی ادامه دهد و پس از تلاش بسیاردر یافتن کار، سرانجام در یک کارواش که متعلق به یک افغانی بود مشغول به کار شد. اما او دیگر آن مجید اولی نبود بلکه سختی های زندگی در غربت او را هر روز افسرده و افسرده تر می ساخت.
 
 زیرا یکی از شروط اعطای ویزای کار و تعطیلات، ارائه برگه عدم سوء پیشینه از نیروی انتظامی ایران و دیگری تعهد وزارت کار و امور اجتماعی در خصوص داوطلب است. دولت استرالیا با این شروط زیرکانه راه را برای اعلام درخواست پناهندگی سیاسی و اجتماعی دارندگان ویزای کار و تعطیلات بست زیرا اولا ارائه برگه عدم سوء پیشینه بدین مفهوم است که فرد هیچ گونه مشکل سیاسی ویا مذهبی با دولت ایران نداشته و ثانیا تاییدیه وزارت کار، به منزله آگاهی دولت ایران از خروج چنین فردی از کشور به عنوان نیروی متخصص است.
 
از سوی دیگر، دولت استرالیا توانست با اعطای چنین ویزایی منافع مادی زیادی را نصیب کشور خود سازد. دارندگان ویزای کار وتعطیلات میزان بیشتری مالیات نسبت به شهروندان استرالیایی - در حدود سی درصد درآمد خود- به دولت می پردازند.
 

بازگشت به ایران

 آمارهای اداره مهاجرت استرالیا نشان می دهد که از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۰۶ تنها ۱۰۵۰ ویزای کار وتعطیلات برای سه کشور ایران، شیلی و تایلند صادر شده است و چنانچه خوشبینانه سهم ایران را ۶۰ درصد این میزان یعنی ۶۳۰ نفر تخمین بزنیم در می یابیم که سالیانه بطور متوسط حدود ۲۰۰ نفر ایرانی تحصیل کرده به استرالیا اعزام شده اند تا از سر ناچاری در مشاغلی همچون نقاشی ساختمان، صافکاری، ظرفشویی، پخش تراکت های تبلیغاتی ، کارهای ساختمانی و مشاغلی از این دست مشغول به کار شوند. کارهایی که به هیچ وجه نیازی به داشتن مدرک دانشگاهی ندارد.

 از طرفی دیگر،‌ در حالی که میلیون ها جوان بیکار در ایران وجود دارد،‌ به نظر نمی رسد یافتن ۶۳۰ کار عمدتا غیر مرتبط ، در ظرف مدت سه سال برای ۶۳۰ جوان دانشگاهی ایرانی بتواند گرهی از معضلات بیکاری جوانان باز کند. تازه در این میان برخی از دارندگان ویزای کار و تعطیلات،‌ بویژه خانمها ، به علت فشارهای زیاد غربت و پس از صرف میلیونها تومان هزینه، چند هفته ای بیشتر در استرالیا دوام نمی آورند و به ایران باز می گردند.

 در سالن پروازهای ورودی فرودگاه امام خمینی، ‌خانواده های بیشماری با دسته های گل گرد هم آمده بودند تا به استقبال مسافران خود بروند. سرانجام هواپیمای شرکت امارات به زمین نشست و چندی نگذشت که مجید بسرعت از هواپیما بیرون آمد و پس از انجام تشریفات اداری و عبور از گمرک به سالن خروجی آمد.
 
اما هیچ کس به استقبال او نیامده بود، چون این خواسته خود مجید بود تا هیچ کس از بازگشتش به ایران مطلع نباشد. مجید با قلبی شکسته و چهره ای مغموم در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود سوار بر تاکسی به سمت خانه آمد.
 

From: BBC Persian