دقت کرده اید که چه تعداد تکنولوژی وارد کرده ایم و درعوض فرهنگ استفاده از آن را نه ! (چرا که غربی و منحط دانسته ایم و خلاف شرع و عقل). بلکه در راستای بومی سازی چنان آن را قلب ماهیت کرده ایم که وسیله به ضد خود تبدیل شده: چند مثال:

تلویزیون:

در اصل وسیله ارتباط و آموزش جمعی ٬ پولسازی٬ تبلیغ و تشویق است در حالیکه ما از ان بیشتر برای گسترش فرهنگ خشونت ٬ روابط ناسالم ٬ مشاجرات خانوادگی و ترویج خرافات با اعمال شاقه استفاده میکنیم.

اینترنت:

در غرب بیشتر برای اطلاع رسانی ٬ آموزش ٬ بژوهش ٬ تجارت و کاهش بورکراسی اداری و تسهیل روابط اجتماعی بکارگرفته می شود در حالیکه ما (بهمراه چند کشور دوست و برادر!) در صدر جدول سوءاستفاده کنندگان از اینترنت هستیم.

ماشین:

می تواند در تسهیل دسترسی ٬ صرفه جویی در زمان ٬ گسترش تعاملات اجتماعی و بالابردن رفاه باشد ولی مااز آن ارابه مرگ ساخته ایم (روزانه ۶۰ تا ۷۰ نفر را به کشتن می دهیم)٬ انرا اسباب تفاخر اجتماعی یا ایجاد مزاحمت و بی احترامی به دیگران کرده ایم و ...

آپارتمان:

فضا و فرصتی برای تجربه زندگی اجتماعی ٬ آموزش فرهنگ شهرنشینی ٬ کمک به محیط زیست از طریق اشغال فضای کمتر ٬ صرفه جویی در مصرف انرژی و خدمات و تاسیسات شهری و.... اما در شهرهای ما ٬ آبارتمان روزنه ای برای دخالت در زندگی خصوصی دیگران ٬ ابزاری برای سوداگری و کسب درآمد های یکشبه و قطبی کردن فضای شهری و در نهایت شهر ٬ برای غربیان محیطی ست برای تقویت تعامل و زنده نگهداشتن خاطره های جمعی٬ ایجاد حس همکاری و مشارکت ٬ ایجاد فرصت های برابر برای گروههای متنوع اجتماعی ودر قاموس خودی: بستری برای الیناسیون ٬ تشدید اختلاف طبقاتی ٬ لجام گسیختگی کالبدی و بی برنامه گی های اجتماعی و متعاقب آن مشکلات عدیده ی زندگی شهری: دود و صدا ٬ ترافیک ٬ بیکاری ٬اجاره نشینی ٬ فقر و بزهکاری